این روزها باز کردن اخبار صبحگاهی میتواند تجربهای سنگین باشد. صفحهها پر است از گزارشهای جنگها، بحرانهای انسانی و تأثیرات ویرانگر خشونت بر زنان و کودکان. اما برای زنان افغانستان، این خبرها تراژدیهای دوردست نیستند—بلکه واقعیتهای زیستهٔ ما هستند.
من در جنگ متولد شدم و در همان جنگ بزرگ شدم. این تنها سرنوشت من نیست؛ سرنوشت میلیونها زن و دختر افغان است. در سرزمینی که دهههاست صدای انفجار جای لالایی را گرفته، ما زنان یاد گرفتهایم چگونه در میان ویرانهها زندگی را دوباره بسازیم. وقتی جهان از جنگها فقط تیتر میبیند، ما جسم و روح خود را در میدان جنگ جا میگذاریم. وقتی جهان آمار میخواند، ما فرزندانمان را در آغوش خاک میسپاریم. وقتی جهان تحلیل میکند، ما خانه، امید و آیندهمان را از دست میدهیم. با وجود همهٔ اینها، زنان افغانستان هنوز ایستادهاند؛ نه بهعنوان قربانی، بلکه بهعنوان نگهبانان خاموش صلح.
جنگ چهرهٔ زن را بهتر از هر کسی میشناسد. در نبود امنیت، این زناناند که کودکان را از میان آتش و دود نجات میدهند، خانوادهها را در نبود مردان سرپرستی میکنند و جامعه را در سختترین شرایط سرپا نگه میدارند. با این حال، جهان کمتر میبیند که همین زنان ستونهای پنهان صلحاند؛ زنانی که هر روز، با تصمیمهای کوچک اما عمیق، زندگی را ادامه میدهند.
زنان نهتنها قربانیان جنگاند، بلکه سازندگان طبیعی صلحاند. تجربهٔ جهانی نشان داده است که هر جا زنان در روند صلح حضور داشتهاند، آن صلح پایدارتر، انسانیتر و عادلانهتر بوده است. زنان صلح را از پایین به بالا میسازند؛ از خانه تا جامعه. آنها اولین کسانیاند که خشونت را حس میکنند و آخرین کسانیاند که امید را رها میکنند.
صلح یک نتیجهٔ سیاسی نیست؛ یک عمل روزانه است. صلح همان لحظهای است که مادری با وجود گرسنگی، لقمهٔ آخر را به کودک خود میدهد. صلح همان زمانی است که زنی میان دو خانوادهٔ درگیر میانجیگری میکند. صلح همان تصمیمهای کوچک اما عمیقی است که زنان هر روز میگیرند تا زندگی ادامه پیدا کند. این همان چیزی است که IWPG آن را «قلب مادرانه» مینامد؛ قلبی که حتی در تاریکترین روزها، هنوز برای حفاظت از زندگی میتپد.
۲۶ اپریل، روز جهانی صلح زنان، روزی است برای گرامیداشت همین «صلح روزمره» و بهرسمیت شناختن زنان بهعنوان عاملان اصلی تغییر. این روز در تاریخ با دو تراژدی بزرگ بشری گره خورده است:
بمباران گِرنیکا در سال ۱۹۳۷ که هنر و انسانیت را زیر آتش جنگ سوزاند
فاجعهٔ چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ که یک اشتباه، ملتی را در تاریکی فرو برد
اما زنان جهان تصمیم گرفتند این روز را از دل تاریکی بیرون بکشند و آن را به روز صلح تبدیل کنند؛ روزی که نشان میدهد حتی از دل ویرانی، میتوان آیندهای تازه ساخت.
همانگونه که ۲۶ اپریل از دل تراژدی به روز صلح تبدیل شد، زنان افغانستان نیز از دل جنگ، امید میسازند. برای زنان افغانستان، ۲۶ اپریل یک یادآوری است:
ما قربانیان خاموش جنگ نیستیم؛ ما سازندگان واقعی صلح هستیم.
در جهانی که اخبار جنگهای تازه هر روز صفحهها را پر میکند، افغانستان باید بهعنوان نماد مقاومت زنان دیده شود؛ زنانی که با وجود همهٔ دردها، هنوز برای آیندهای بهتر میجنگند.
در یک جمع بندی خلص به بایان مقاله رسیدیم !
صلح تنها با توافق سیاسی ساخته نمیشود. صلح از جامعه آغاز میشود؛ از خانه، از مدرسه، از لالایی شیرین مادر. اگر در افغانستان سیستم آموزش تقویت شود، اگر سواد اجتماعی و سیاسی بالا برود، اگر مشارکت اجتماعی زنان تضمین شود، اگر نهادهای مدنی رشد کنند و اگر زنان در تصمیمگیریها حضور داشته باشند، آنگاه صلح نه یک شعار، بلکه یک فرهنگ خواهد شد.
افغانستان سالها پیش به قطعنامهٔ ۱۳۲۵ زنان، صلح و امنیت تعهد سپرد؛ قطعنامهای که حضور زنان در صلح، حفاظت از آنان و مشارکتشان در بازسازی کشور را تضمین میکند. امروز، با وجود تغییرات سیاسی، این پرسش جدی مطرح است: جامعهٔ جهانی چگونه میخواهد از حقوق زنان افغانستان حمایت کند و تعهدات خود را عملی سازد؟
ما زنان افغان، حتی با امکانات محدود، میتوانیم صلحپروری کنیم: در خانه به کودکان زبان صلح بیاموزیم، در جامعه گفتوگو ایجاد کنیم، در مهاجرت همبستگی بسازیم، در شبکههای اجتماعی صدای زنان باشیم و در هر قدم کوچک، خشونت را با مهربانی جایگزین کنیم.
همگام با ۲۶ اپریل روز جهانی صلح زنان ، بیایید زنان افغانستان را نه بهعنوان قربانیان جنگ، بلکه بهعنوان قهرمانان صلح روزمره ببینیم. صلح از قلب من و تو آغاز میشود؛ از همان قلبی که سالهاست زیر آوار جنگ، هنوز میتپد.
امروز، من بهعنوان یک زن افغان، جهان را فرا میخوانم! بیایید صدای زنان را بشنویم، پیش از آنکه جنگ آخرین فرصتها را از ما بگیرد .
سیمین حسینی موسس رادیو همصدا و اتفاق نیوز و فعال صلح و رسانه و مدافع حقوق زنان افغانستان